عبد الرضا سالار بهزادى

388

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

حدود يك ماه قبل از تشكيل كميسيون مرزى بلوچستان علت دلسوزى ناگهانى و مشتعل شدن يكباره احساسات نوعدوستانهء « مجدت همراه مستر پاسمن » و « جلالت‌آثار جناب قونسول جنرال » مشخص مىشود : اين اقدام دولت انگليس نيز اعمال فشار و تهديدى ديگر از جانب آن دولت نسبت به اسعد الدوله و سنگى در تاريكى براى عزل وى از حكومت بلوچستان در آستانهء تشكيل كميسيون مرزى بوده است . به توضيحات ابتدايى اسناد قسمت سوم : 15 - 1312 مراجعه فرمائيد . ( 321 ) - بلوچ بلكى ( Balaki ) از طوايف منطقهء چابهار . ( 322 ) - يك قسمت از نام خوانده نشد . ( 323 ) - سرجاز : قريه‌اى است در نزديكى سبزواران جيرفت كه از املاك و آباد كردهء محمد اسمعيل خان وكيل الملك بود . سرجاز بعدا توسط عبد الحسين ميرزا فرمانفرما خريدارى شد و مدتى در ملكيت وى بود . اينك در داخل محدودهء شهر جيرفت است . ( 324 ) - منظور سردار حسين خان ناروئى است . به توضيحات پانويس 314 مراجعه فرمائيد . ( 325 ) - خوانده نشد . ( 326 ) - منظور رئيس فوجى است كه درجهء سلطانى ( معادل سروانى در نظام جديد ) آن مورد گفتگوست يعنى رئيس فوج بهادر گرمسيرى كه اسعد الدوله بوده است . ( 327 ) - خوانده نشد . ( 328 ) - به سند 87 مراجعه شود . ( 329 ) - بامرى از طوايف بلوچ منطقهء ايرانشهر . ( 330 ) - سردار و رئيس وقت طايفهء بامرى ( 331 ) - شصتان ياشصتون احتمالا از توابع سراوان بوده است . در نقشه‌ها و فهرستهاى جغرافيايى از 1320 ( شمسى ) تاكنون كه در اختيارم بود به چشمم نيامد . علاء الملك در انتهاى سفرنامهء بلوچستان خود ضمن ارائهء فهرستى از « قلعهء جات واقع در سرحد ايران » شصتون را از قلاع محال دزك نام مىبرد . ( 332 ) - منظور از شهر كرمان است . ( 333 ) - منظور سفر به نواحى مرزى و شركت در كميسيون مرزى است . ( 334 ) - كذا در اصل . احتمالا منظور « و غيره » بوده است . ( 335 ) - از آنجا كه به هنگام رسيدن سايكس و همراهان به فهرج آنطور كه از اسناد ارائه شده برمىآيد ، ابراهيم خان ميرپنجه برادر زين العابدين خان و على خان پسر ارشد ابراهيم خان در نرماشير و همراه فرمانفرما بوده‌اند ، به احتمال قوى منظور مرتضى قلى خان بعدا سعد الدولهء دوم ناپسرى اسعد الدوله است . ( 336 ) - گذشته از مطالبى كه خانم الا سايكس نقل كرده بىمناسبت نيست اشاره شود كه اصولا گويا دو برادر زين العابدين خان اسعد الدوله و ابراهيم خان ميرپنجه علاقهء زيادى به « موزيكانچى » داشته‌اند ، على الخصوص ابراهيم خان . معروف است كه هر سفر ابراهيم خان ميرپنجه از بلوچستان به بم بازمىگشته است « موزيكانچى » هاى وى همراه با « پيش‌خانه » قبل از وى به بم ميرسيده‌اند . خانهء ميرپنجه در محلهء لشكر فيروز بم خيابان بو على فعلى كه اينك متعلق به نواده‌هاى وى يعنى آقايان امير بهزادى اولاد مرحوم حسن خان بهجت نظام كوچكترين پسر ميرپنجه مىباشد و شكل اصلى خود را تقريبا هنوز حفظ كرده است ، حوض مستطيل شكل بزرگى در وسط حياط دارد . معروف است موزيكانچيها كه قبل از رسيدن امير وارد بم مىشده‌اند مىبايست به هنگام ورود امير در اطراف حوض ايستاده و موقعى كه امير وارد خانه مىشده است به نواختن موزيك بپردازند ! ( 337 ) - منظور فوج بهادر گرمسيرى كرمان يا فوج نهم جديد گرمسيرى كرمان است كه از ابتداى تشكيل در زمان ابراهيم خان سعد الدوله جمعى طايفهء بهزادى بود و در هر زمانى بزرگتر طايفهء بهزادى مقام سرتيپى اين فوج را مىگرفته است . فوج گرمسيرى ديگر كرمان فوج هشتم ، يا فوج شوكت بود كه آن نيز احتمالا در زمان ابراهيم خان